آن ها اشک می ریزند، من می نویسم..آن ها جیغ می زنند، من می نویسم...دیازپام و ترامادول می خورند تا به خواب روند، من می نویسم..مست می کنند که یادشان برود، و من می نویسم...در جمعند، و من در بی پناهی ها می نویسم...یک دیگر را به اغوش می کشند و من می نویسم..نماز می خوانند، و می نویسم...خودکشی می کنند و من می نویسم...از شما هم نوشتم.من هیچ کار نکردم... من فقط از شما نوشتم.من هر بار... فقط.. نوشتم.پس به خاطر نوشته هایم... که لا به لای آنهایی.
برچسب:
نویسنده: پرهام مرادی
تاريخ: جمعه
30 آبان
1404 ساعت: 22:14